هر شب کمی با خودت خلوت کن،
کتاب بخوان، روزت را مرور کن،
هر شب قبل از خواب ذهنت را،
دلت را سبک کن و آرام بخواب ...
هر شب کمی با خودت خلوت کن،
کتاب بخوان، روزت را مرور کن،
هر شب قبل از خواب ذهنت را،
دلت را سبک کن و آرام بخواب ...
میخ نباشید که بکوبند توی سرتان،
پیچ نباشید که بپیچانندتان،
واشر نباشید که دیگران بچپانندتان لای درزهای زندگیشان، خیلی دلتان میخواهد چیزی باشید، حلقه باشید؛
میاندار ماجرایی که خودتان هم در آن سهم دارید ...
عشقم را در سرم دفن کردم
و مردم می پرسیدند
چرا سرم گل داده است؟
چرا چشم هایم مثل ستاره ها می درخشند؟
و چرا لبهایم از صبح روشن ترند …
زمانی که بخواهید وصیتنامه بنویسید،
متوجه خواهید شد،
تنها کسی که از داراییتان
سهمی ندارد خودتان خواهید بود،
پس از زندگیتان تا میتوانید لذت ببرید ...
فرصتی نمانده است
بیا همدیگر را بغل کنیم
فردا
یا من تورا میکشم
یا تو چاقو را در آب خواهی شست
همین چندسطر
دنیا به همین چندسطر رسیده است
به اینکه انسان
کوچک بماند بهتراست
به دنیا نیاید بهتراست
اصلا
این فیلم را به عقب برگردان
آنقدر که پالتوی پوست پشت ویترین
پلنگی شود
که میدود دردشت های دور
آنقدر که عصاها
پیاده به جنگل برگردند
گروس عبدالملکیان
دنیا خیلی زیباتر میشد،
اگر مردم؛
به جای دخالت در زندگیمان،
به درک احساسمان میپرداختند ...
مردم می گویند عشق کور است،
زیرا نمی دانند که عشق چیست.
من به تو می گویم ،
فقط عشق چشم دارد
به غیر از عشق همه چیز نابیناست...