دکتر اشتباهی

داستان زندگی یه دانشجوی دکتری، بعد از جدایی از عشقش و بیان خاطرات و هر آنچه در ذهنش میگذره.

دکتر اشتباهی

داستان زندگی یه دانشجوی دکتری، بعد از جدایی از عشقش و بیان خاطرات و هر آنچه در ذهنش میگذره.

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

مطالب پربحث‌تر

پیوندهای روزانه

۲۵۲ مطلب با موضوع «عاشقانه ها» ثبت شده است


بازی مسخره ایست زندگی؛

فکرش را بکن یک عمر تو را فراموش نکنم،

بعد سر پیری آلزایمر بگیرم ...


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۳۹
دکتر اشتباهی

چشم 

رفتنت را می بیند

اما 

قلب که چشم ندارد!

نمیفهمد!


محسن دعاوی


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۴۰
دکتر اشتباهی



من مانده ام 

به یاد تو باید چه ها کنم


گریه کنم! 

غزل بنویسم! دعا کنم؟


پ.ن.: من و خاطراتت و سرنوشت!!

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۵۹
دکتر اشتباهی

آنهایی که با هر ترانه، 

متن و یا دیدن صحنه هایی 

از فیلم و دیالوگ ها و ...

اشک شان سراریز می شود ،

دیوانه نیستند!

سنگ محک زندگی 

روح شان را صیقلی کرده، 

آنها بی نهایتند ...


پ.ن.: تنهایی بدون گوش دادن آهنگ و فیلم دیدن و گوشه نشینی

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۰
دکتر اشتباهی

دیشب تا صبح آهنگ «دستای تو» داریوش رو گوش میکردم. 

فقط همین آهنگ

دستای تو

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۵ ، ۰۲:۲۲
دکتر اشتباهی

از من به تو نصیحت

" تنهایی "

را بلد باش.

باورش دشوار است 

اما برخی 

اینگونه اند.

منظور شان از "نرو"

دقیقا "بمان" نیست!


پوریا نبی پور


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۴۹
دکتر اشتباهی

صفحه ی چتو باز میکنی 

کسی پیام نداده

تو هم کسی رو نداری برای پیام دادن

توی کانالا وارد میشی تا تعداد پیامای خونده نشده شون از بین بره

گوشیتو قفل میکنی و میزاری کنار تخت

به سقف اتاق خیره میشی

-چشماتو می بندی

-چشماشو می بینی


این بود سهم من از دنیا ؟


۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۵۱
دکتر اشتباهی


خب راستش را بخواهی من حتما بعد از تو ازدواج خواهم کرد،

نه اتفاقا شک نکن که خوشبخت هم میشوم

اما مثلا ممکن است به خاطر یک اشتباهِ خیلی کوچک زندگی ام از هم بپاشد

مثلا اشتباها اسم توراصدا بزنم :)

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۵۵
دکتر اشتباهی

اندک اندک

میرسد پاییز

میزند بر دل

یاد یار

خاطرات یار

امان از دومین پاییز


پ.ن.: دومین پاییز در میزند و من رغبتی برای گشودن در ندارم.

بمان، همان جا پشت در بمان، که حال تو را ندارم ای پاییز.


پ.ن.۲: از شهریور متنفرم.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۲۰
دکتر اشتباهی

روزها مى گذرند … 

و من هر روز

دنیا رو بیشتر میشناسم ،

دیگر کم تر رویا میبافم

و دیرتر آدمها را باور میکنم

بیشتر احساستم را نادیده میگیرم

حتى گاهى یادم مى رود که من احساسى دارم

روزها مى گذرند …

و من هر روز

بیشتر از دنیاى سادگى ام فاصله میگیرم 


۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۳
دکتر اشتباهی