ﺍﺯ ﭼﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻴﺘﺮﺳﻲ؟
ﺍﺯ ﺑﺪﻧﻢ،
ﭼﻮﻥ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺗﺮﻳﻦ ﺍﺭﮔﺎﻧﻴﺴﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ
ﻭﻟﻲ ﻫﻴﭻ صدﺍﻳﻲ ﺍﺯﺵ ﺩﺭ ﻧﻤﻴﺎﺩ ...
پ.ن.: مکالمه من و دوستم.
ﺍﺯ ﭼﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻴﺘﺮﺳﻲ؟
ﺍﺯ ﺑﺪﻧﻢ،
ﭼﻮﻥ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺗﺮﻳﻦ ﺍﺭﮔﺎﻧﻴﺴﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ
ﻭﻟﻲ ﻫﻴﭻ صدﺍﻳﻲ ﺍﺯﺵ ﺩﺭ ﻧﻤﻴﺎﺩ ...
پ.ن.: مکالمه من و دوستم.
از بهشت رانده شدیم
اما بهشت ویران نشد.
راندهشدن از بهشت،
بهمعنایی از خوشاقبالیِ ماست،
زیرا اگر رانده نشده بودیم
ناگزیر بهشت ویران میشد.
فرانتس کافکا
(بهشت)
زندگی هامون طوری شده که
شب ها انگیزه ای برای خواب نداریم و
صبح ها انگیزه ای برای بیدار شدن!
انسان میتواند
آنچه را که میخواهد انجام دهد،
اما نمیتواند
آنچه را انجام میدهد بخواهد.
قبلنا همیشه فکر میکردم که چرا تو سر راه من قرار گرفتی. چرا هی هر جا من میرفتم تو رو میدیدم. واقعا به تقدیر اعتقاد داشتم. ولی این چه تقدیر و سرنوشتی هست که تو رو تو قلبم میکنه و عشقت رو تو قلبم ابدی میکنه ولی تو رو ازم جدا میکنه، طوری که دیگه حاضر نیستم با هیشکی دیگه رابطه برقرار کنم.
ازطرفی اصلا نمیتونم وجدان خودم رو ذاضی کنم که تو رو فقط برای خودم بخوام. چون من شرایطش رو ندارم که بخوام بیام سراغت.
ولی اینطور خودم رو راضی می کنم که هر چی خدا پیش میاره یه خیریت و مصلحتی داره و دل خودم رو راضی می کنم. امیدوارم اونم بتونه!!
پ.ن.1:سردی هوا و سرماخوردگی سوغاتی کربلا...
پ.ن.2: اینقدر سرده که کم کم باید منتظر مهاجرت پنگوئن های قطب به ایران باشیم
اما به سگ ها سوگند
که خواب کلک شیطان است
تا از شصت سال عمر
سی سالش را به نفع مرگ ذخیره کند!
می شود به جای خواب به ریل ها
و کفش ها
و چشم ها فکر کرد
و از نو نتیجه گرفت که باوفاترین جفت های عالم
کفش های آدمی اند !