دکتر اشتباهی

داستان زندگی یه دانشجوی دکتری، بعد از جدایی از عشقش و بیان خاطرات و هر آنچه در ذهنش میگذره.

دکتر اشتباهی

داستان زندگی یه دانشجوی دکتری، بعد از جدایی از عشقش و بیان خاطرات و هر آنچه در ذهنش میگذره.

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

مطالب پربحث‌تر

پیوندهای روزانه

۸۵ مطلب با موضوع «ای کاش» ثبت شده است

✍ سعدی


سعدی به روزگاران ، مِهری نشسته بر دل

بیرون نمی توان کرد اِلا به روزگاران

 


✍ شفیعی کدکنی


 گفتی : به روزگاری مِهری نشسته، گفتم:

بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۳۲
دکتر اشتباهی

و عشق

 آنقدرها هم که فکر می کردیم 

عادلانه نبود.. 

زن همسایه عاشق شد 

پیراهن بلندتری دوخت..

من عاشق شدم

گریه های بلند تری سر دادم..

در عصر ما

همه 

همیشه

دیر می رسند

یکی به اتوبوس

یکی به قطار

یکی 

به یکی...


✍ رویا شاه حسین زاده

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۵۷
دکتر اشتباهی

دوره کارشناسی یه دوستی داشتم که حرفاشو خیلی رک میزد. اتفاقاً حرفهاش هم خیلی به دل مینشست. یه بار که مثل الان به ولنتاین نزدیک بودیم و بعضی ها درگیر انتخاب سخت خریدن کادو بودن، گفت: من از اینایی که منتظرن تا اتفاقی بیافته و اونموقع عشقشون رو بروز بدن، خیلی بدم میاد، آقا اگه عاشقشی، چرو منتظر بهونه هستی. بهش بگو. ولنتاین یعنی چی؟ بهش بگو و هیچ استرسی نداشته باش این که منتظر ولنتاین، تولد، عید یا این جور مناسبتها باشی که بهش بگی، کار خیلی اشتباهی هستش. 

همه ساله من ولنتاین رو به بهترین فردی که تا بحال دیدم تبریک گفتم. البته از وقتی که دیدمش. قبلش به هیچکسی نمیگفتم و برام بی معنی بود ولنتاین. امسال یه تفاوتی داشت که اولین ولنتاین بعد از جداییمون بود، ولی از اونجایی که عشقش هنوز از قلبم بیرون نرفته، دلو به دریا زدمو براش یه ایمیل خوشکل تبریک ولنتاین فرستادم. هدفم از این کار فقط این بود که بهش بگم:«عشقی که تو دل رفت، دیگه بیرون نمیاد».


پ.ن.: نقطه چین را خودتان کامل کنید.

                         این دل چیه که ... 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۱۹
دکتر اشتباهی

موسیقی نیروی حیات بخشی است که به گونه ای اسرار آمیز، خاطره های فراموش شده دورترین روزهای زندگی را در قلبها بیدار می کند.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۰۸
دکتر اشتباهی

 فردریش نیچه:

وقتی قرار باشد نظرمان را درباره‌ی کسی دگرگون کنیم، آزاری را که به ما رسانده است، گران به پایش می‌نویسیم.


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۱ بهمن ۹۴ ، ۰۰:۰۵
دکتر اشتباهی

هوای دیروز بارونی بود و دل هوای یار داشت و بارونی شد.


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۱۲
دکتر اشتباهی

بوسه، اولین جرعه از جامی است که خداوند آن را از چشمه ی عشق پر ساخته است.

جبران خلیل جبران

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۱۸ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۳۷
دکتر اشتباهی

 چند صباحی است که بیخوابی به سرم زده است و تا 4 بیدارم و بعدش 8 دانشکده ام. احساس کم خوابی و کسلی هم نمی کنم. فکر کنم دارم  به جیزی بسیار والا نزدیک می شوم.

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۴ ، ۰۳:۴۱
دکتر اشتباهی

باور کنید شناختن مردمان امروزی کاری بسی دشوار و ناشدنی است. اینقدر ریا و چندرنگی موج می زند در  بین مردم که فکر می کنید که الان و در حال حاضر چه رنگی هستند. ولی بسیار قابل پیش بینی هستند. خانم مهشید امیرشاهی در پیشگفتار کتابش متن زیر را آورده ولی نه برای این دلیلی که من گفتم، ولی باور کنید اگر الان هم می خواست چنین متنی راجب مردمان امروزی بنویسد، همین را می نوشت، شاید شدیدتر. پیشنهاد می کنم کتابش را نخوانید. ولی متن زیر را با دقت بخوانید و ببینید چقدر بیانگر امروز و مردمان امروزی است.


«من این مردم را نمی‌شناسم، مردمی که در چشم‌هایشان بجای حیای آشنا، بی شرمی بیگانه جا دارد. زبانشان را نمیفهمم، زبانی که در عوض سخن شیرین، با تلخ شعار گرفته است. این مردمی که پا را به تجاوز برمی‌دارند و در سر نقشه تهاجم دارند، از من دورند. این مردمی که دستشان چنگ است و دلشان از سنگ، با من نیستند. من این مردمان را نمی شناسم، زبانشان را نمی دانم.»

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۴ ، ۲۰:۴۴
دکتر اشتباهی

واقعیت های زیادی در روابط دختر و پسر و زن و شوهر وجود دارد، ولی حقایق چیزهای دیگری است. البته من با توجه به تجربه شخصی خودم و اکثر کسانی که می شناسم، به این نتیجه رسیده ام.

مردها خیلی زیاد، بیشتر از آنچه فکرش را بکنید دوست دارند با عشقشان یا همسرشان صادق باشند ولی این خود معشوقه است که با صداقت مشکل دارد و دوست دارد چیز دیگری باشد و با شنیدن حقیقت بشدت عصبانی و ناراحت می شود و دعوایی اساسی اتفاق می افتد. اکثر مردها همچنین اتفاقی برایشان افتاده است و بعد از این اتفاق تصمیم می گیرند که قبل از گفتن حقیقت بسیار فکر کنند و سپس آنچه که معشوقه شان دوست دارد را بگوید تا مبادا دعوایی رخ بدهد.

یک مثالی می زنم:  دیشب، به همراه دو نفر از دوستانم اتاق یکی دیگر از دوستانم بودیم. با هم داشتیم صحبت می کردیم و می گفتیم و می خندیدیم. کاری که خیلی از اوقات که با هم هستیم انجام می دهیم. یکی از دوستان، در همان زمان داشت با دوست دخترش تلگرام میکرد. این مار برای حدود یک ساعت اتفاق افتاد و در این مدت دوستم اصلاً حواسش به ما نبود (مردها در آن واحد نمی توانند بیشتر از یک کار انجام بدهند!). پس از گذشت حدود یک ساعت خواست به ما بپیوندد و از دوست دخترش خداحافظی کند، گفت از روی تجربه شخصی ام که بارها اتفاق افتاده و سرانجامش به دعوا کشیده شده، ترجیح می دهم، اینترنتم را قطع کنم و تا اینکه به او بگویم که من می خواهم زمانی را با دوستانم که به دیدنم آمدند، سپری کنم.

اینچنین اتفاقاتی بسیار زیاد اتفاق می افتد و معشوقه، پسر یا مرد را علی رغم میل باطنیش، مجبور به دروغ می کند. 

مردها نیز که علاقمند به نتیجه گیری هستند، نتیجه می گیرند که باید به زن ها آنچه را که دوست دارند بشنوند، بگویند. جالب تر از آن هم این است که زن ها بیشتر اوقات متوجه می شوند که حقیقت چیز دیگری است ولی خودشان را گول می زنند.


پ.ن.1: دو بار چنین اتفاقی برای من افتاده و دیشب یاد آن قطعی های مصلحتی اینترنت افتادم. چون بعد از چنین دروغ هایی بشدت احساس عذاب وجدان می کردم، تماماً جزییاتش را بیاد دارم.

پ.ن.2: پایداری یک رابطه، به صداقت در آن رابطه بستگی داره. دروغ بالاخره روزی سر باز می کند و همه چیز را بر باد می دهد.

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۴ ، ۰۰:۱۸
دکتر اشتباهی