دکتر اشتباهی

داستان زندگی یه دانشجوی دکتری، بعد از جدایی از عشقش و بیان خاطرات و هر آنچه در ذهنش میگذره.

دکتر اشتباهی

داستان زندگی یه دانشجوی دکتری، بعد از جدایی از عشقش و بیان خاطرات و هر آنچه در ذهنش میگذره.

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

مطالب پربحث‌تر

پیوندهای روزانه

۸۵ مطلب با موضوع «ای کاش» ثبت شده است

غمگین و پشیمان...

عاشق و دلتنگ...

کم نشدن از شور عشق...

سرگردانی و نومیدی از آینده...

تپش قلب...

یه شب، شب نشینی با عشق...

قول دادن از نشکستن دل...

آرام شدن دل...

صبح شدن و بیداری از خواب...

فکر کردن به اتفاقات دیشب...

به نتیجه نرسیدن...

باز تکرار روزهای قبل و رویاپردازی های شبانه...


پ.ن.: هر چی سعی در جمله سازی با این کلمات رو داشتم، موفق نبودم.

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۵ ، ۰۱:۴۱
دکتر اشتباهی

امروز کلا هوا بارونی بود و خیلی دلنشین و لذتبخش برای خیلیها. منم که دلم گرفته بود و با قدم زدن زیر بارون سعی در آروم کردن خودم داشتم. هیییی روزگار یادش بخیر. بارون که میبارید و هوا که عالی میشد، بهش زنگ میزدمو با هم میحرفیدیم و انگار با هم داریم زیر بارون قدم میزدیم و گرمای صمیمیت و عشقی که بینمون بود باعث میشد سرما رو حس نکنیم.

 امروز عصر هم سردم نشد، ولی علتش غرق شدن در تفکراتم بود، اصلاً حواسم به خیس شدنم و اینکه همه داشتن نگام میکردن و بهم میخندیدن و میگفتن این بارون ندیدس نبود. حسابی خیس شدم و وقتی اومدم اتاق تازه متوجه شدم ولی خیس شدن با بارون رو خیلی دوست دارم و از چتر متنفرم.


پ.ن.: مدت خیلی زیادی میشه، بیشتر از 2 یا سه سال، به حرف مردم اهمیت نمیدم و برای خودم زندگی میکنم. 

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۲۱
دکتر اشتباهی

این روزها که روزهای آخر ساله، هنوز درگیر خونه تکونی هستم و امروز اولین شیشه شکست. 

دلم بشدت برای دختره خوب تنگ شده و طول روز حرفهای زیادی برای گفتن دارم ولی شب که میشه، خستگی باعث از یاد رفتن همه حرفها میشه. امیدوارم امسال آخرین سال مجردی باشه و سال دیگه حتما ازدواج کنه و خوشبخت تر بشه.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۲۵
دکتر اشتباهی

چهارشنبه سوری هم به خوبی و خوشی گذشت. البته من بیشتر گرفتار خونه تکونی بودم و آخر شبی فقط از رو آتیش پریدم. 

تا الان که بیکار نشدم ولی الان که بیکار شدم، همش دختره خوب تو ذهنمه و هی فکر میکنم که الان چیکار میکنه. خیلی وقته ازش خبری ندارم و دلم بشدت براش تنگ شده.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۴۱
دکتر اشتباهی

رفتی و نمی‌شوی فراموش
می‌آیی و می‌روم من از هوش
پایت بگذار تا ببوسم

چون دست نمی‌رسد به آغوش
بنشین که هزار فتنه برخاست
از حلقه عارفان مدهوش
آتش که تو می‌کنی محالست
کاین دیگ فرونشیند از جوش
ای خواجه برو به هر چه داری
یاری بخر و به هیچ مفروش!


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۲۲
دکتر اشتباهی

با بعضیا که حرف میزنی انگار دوپینگ کردی. مثل الان من. یعنی انقدر انرژیم زیاد شد که باورتون نمیشه. امیدوارم انرژی اون هم زیاد شده باشه. پر از انرژی مثبت شدم، هر چند که بعضی حرفهای منفی هم زده شد و خیلی ناراحت شدم ولی بی نهایت انرژی گرفتم. 

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۴۰
دکتر اشتباهی

بگو دنیا به بار بی کسی هایم بیفزاید


به چشمان سیاهم گریه ی مستانه می آید


کدامین میوه ی ممنوعه در دامان من افتاد


که جای شعر حوّایی درونم درد می زاید


شبی دیوانه ای با چشم هایش جادویم کرده


بیاور باطل السحری که بخت تیره بگشاید


دعایم بی اثر شد، جانماز از بغض من تر شد


سرم این روزها بیهوده دارد مهر می ساید


پر از زخمم برای بردنم راهی بیاب ای مرگ!


مداوای تو شاید ذرّه ای خوبم کند شاید...


🖍 ساجده جبار پور

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۰۱
دکتر اشتباهی
به رویدادی بزرگ محتاجم، اتفاقی که بی خبر باشد،
کاش وقتی به خانه برگشتم، کفش های تو پشت در باشد ...
کاش ای کــــــــــــــــــــاش ...
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۰۱
دکتر اشتباهی

امروز پذیرش (accept) نهایی مقاله ارشدمون اومد. باورتون نمیشه از وقتی که فرستادیمش (submit) تا الان حدود یه ماه طول کشید. خیلی زیاد خوشحال نیستم ولی بالاخره خودش یه رزومه ای هستش. کاش مقالات دکتری هم نمیگم یه ماهه و نمیگم هم پذیرش نهایی، میگم 4 یا 5 ماهه و نتیجه اولیه اش مشخص بشه. آخه تو رشته ما معمولاً حدود یه سال طول میکشه این روند. این کار ارشدمون یه کار بین رشته ای بود، بیشتر مهندسی کامپیوتر بود، بهمین خاطر خیلی سریع نتیجش مشخص شد.

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۲۲:۵۶
دکتر اشتباهی

بی تو در آبی این شهر پرستویی نیست

پشت این پنجره ی بسته فراسویی نیست


تو که باشی؛ هیجان هست تکاپویی هست

تو نباشی که در این گوشه هیاهویی نیست


کوه تا کوه خرامیدن آهویی نیست

دشت در دشت گلی، سبزه ای و جویی نیست


«مینیاتور غزل» سبک جدیدی در شعر

طرح زیبای تو در هیچ قلم مویی نیست


تابلوی فرشچیانی به همان زیبایی!

مثل تو طرز نگاهی، خم ابرویی نیست


طعم لبخند تو قطاب و گز و باقلوا

پای شیرینی لب های تو کندویی نیست


گرچه از دسترسم دور... ولی در دلمی!

بین ما فاصله ای قدر سر مویی نیست


🖌 الهه مرتضایی


پ.ن.: از امروز عصر بشدت گرفته ام و خیلی کسل و همش خوابم. دستم به کتاب خواندن نمیره. منتظر معجزه ام شاید. از بیهوده وقت تلف کردن متنفرم.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۰۵
دکتر اشتباهی